راستی تو چی دوست داری؟؟؟!!!
اشاره: از شهريار زرشناس تاكنون 25 كتاب در حوزه تاريخ و فلسفه غرب و ادبيات منتشر شده. او روزگاري يكي از
ياران جوان سيد مرتضي آويني در سوره بوده، اما پيشتر از آن نيز در مؤسسه كيهان بوده و از آنجا خاطراتي دارد. او در آخرين ماههاي حضور جرياني كه از سوي مهندس موسوي كيهان را اداره مي كرد، به اين مؤسسه پا مي گذارد. اگرچه پس از چندي كار به دست مهدي نصيري مي افتد اما او آنقدر از دوران شمسالواعظينها به تاريكي ياد مي كند كه مي گويد: «كارمندان مي گفتند خوب شد كار از دست اينها خارج شد». از اين مهمتر زماني است كه به ماهنامه سوره سيد مرتضي آويني مي پيوندد و همراه با او وارد كارزار نقد عملكرد ضعيف و سينوسي تيم فرهنگي حاكم بر وزارت ارشاد مي شود، اما باز هم حلقه ديگري از همين جريان مواجه مي شود. اگرچه در آن وقت رئيس جمهور هاشمي بر سر كار آمده اما همان تيم فرهنگي با محوريت كساني مانند محمد خاتمي و محمد بهشتي بر وزارتخانه حاكم بوده است.
اكنون نيز تئوريسين فرهنگي موسوي، محمد بهشتي است كه چندي پيش نيز در يك جلسه محفلي، 14 بند مانيفست فرهنگي مهندس موسوي را با عنوان "شرايط عدم قرنطينه فرهنگي" ارائه داد. سياستهاي سينوسي و راديكال اين جريان را به روايت شهريار زرشناس مي خوانيم.
روزهای انتخابات عموماً وقتی برای جولان تبلیغات است. از این رو بسیار اهمیت دارد که ما بتوانیم با روشهایی درباره شعارها قضاوت کنیم. یکی از راه های قضاوت در مورد شعارها، بررسی گذشته کسانی است که آنها را سر می دهند. از این رو به سراغ شما آمدیم تا مسائل دروان قدرت ایشان را ترسیم کنیم.
جریان فرهنگی که در دوران مهندس موسوی حاکم بود، بعدها از دل خود حلقه کیان را زایید. آنها مجله زنان را تأسیس کردند و روزنامه های بهاصطلاح زنجیره ای را به راه انداختند و بیشترين توهین ها را به اندیشه های دینی وتفکرات امام(ره) کردند. کار به جایی رسید که قوه قضاییه مجبور شد اجازه نشر آنها را برابر قوانین سلب کند. نگاهی به سوابق همین جریان که نطفه آن از زمان قدرت مهندس موسوی بسته شد، روشنی بخش است. آنها سلطه مطلق العنانی درحوزه فرهنگی داشتند. کسانی که بعدها "چپهای شرمگین" نام گرفتند، زمانی خود را خط امامی می دانستند. اما سرانجام بعضی صراحتاً و برخی در عمل مبانی خط امام راکنار گذاشتند. در سالهای 62 تا 64، 2 روزنامه اصلی یعنی کیهان و اطلاعات منتشر می شد. مجله عمده کشور نیز کیهان فرهنگی بود. وزارت ارشاد، روزنامه کیهان و مجله کیهان فرهنگی به دست اینها بود و روزنامه اطلاعات نیز با آنها هم سو عمل می کرد. روش پیش گرفته از سوی ایشان -اگرچه ابتدا به صورت پنهانی- دامن زدن به مدرنیته و تضعیف متفکران و مواضع منتقد مدرن بود.
قبول داريد كه رفتار آنها سینوسی بود. یعنی در ابتدا بگیر و ببندها و تندرویهایی داشتند؛ مثلاً در دوره اي آرشيو فیلم های قبل از انقلاب را در حیات وزارت ارشاد به اسم از بين بردن فحشا سوزاندند. اما بعد از مدتي شاهديم كه آنها به سراغ فيلم سازان ضد انقلاب مي روند و آنها را به ايران برمي گردانند تا فيلم بسازند.
توضیح این رویکرد سینوسی را به یادداشتی ارجاع می دهم که اخیراً سروش در اعتماد نوشته است. به نظر می رسد مهندس موسوی از پذیرش مسئولیت کارهایی که زمانی انجام داده، طفره می رود. من هنوز با اصل انقلاب فرهنگی موافق هستم. اما گمان می کنم آنچه رخ داد، صورت ناقصی از انقلاب فرهنگی بود که در نهایت عقیم شد. در حقیقت تفکر لیبرال و پوزیتیویستی حاکم بر ستاد، انقلاب فرهنگی را به بیراهه برد. بسیاری از آنها اعتقاد یا تصویر روشنی از علم اسلامی و زندگی اسلامی نداشتند و گمان می کردند با آوردن 4 واحد معارف اسلامی می توانند مراکز آموزشی را ترمیم کنند. ظاهراً ماجرا از این قرار بوده که دانشجویی از مهندس موسوی سئوال می کند، چه نقشی در انقلاب فرهنگی داشته و وی پاسخ می دهد اصلاً در آن زمان نخست وزیر نبوده است. سروش هم یادداشتی می نویسد با عنوان "کتمان چرا؟". و در آن شرح میدهد صورتجلسات ستاد چیز دیگری را نشان می دهد و مثلاً اینکه ایشان در صدر مینشستند و آقایان به دفتر او می رفتند تا جلسات انقلاب فرهنگی را برگزار کنند.
درباره افراط و تفريط ها چه نكاتي قابل طرح است؟
به گمان من شیوه های افراطی و ظاهربینانه آنها به تفکر انقلابی ناب ضربه زد برای مثال به شیوه های گزینش در دانشگاه ها که همین قشر راه انداختند نگاه کنید. ما امروز دیگر به روشنی می دانیم که توجه صرف به شرع نشان دهنده سکولاربودن نیست. اصلاً مگر اسلام آمریکایی چیست؟ به جز چسبیدن خشک و خالی به ظواهر و رها کردن باطن اسلام. هیچ مؤمنی در لزوم به جا آوردن ظاهر شرع شکی ندارد. شریعت فرم اسلام است و هیچ مسلکی نمی تواند بدون فرم باشد. اما این ظواهر، بواطنی نیز باید داشته باشد. باطن دین، ستیز با نظام سلطه وسکولاریسم است. کسانی که زمانی سخت به ظواهر پایبند بودند، امروز در نظام
آقاي زرشناس اينها به طور خاص از چه كتابهايي حمايت مي كردند و چه نويسندگاني را رواج مي دادند؟
اینها بعد از سالهای 63 که به صورت علنی درفرهنگ کشور حضور یافتند، سیاست هایی را در کیهان و فارابی در پيش گرفتند که روح اسلام در آن دیده نمی شد. برای مثال کتاب "جامعه باز" اثر پوپر را ترویج کردند و عجیب این است که هر نوع نقدی را سانسور می کردند. یا اینکه در طیف وسیعی کتابهایی را علیه "انقلابيگري" را چاپ و نشر و پخش و تبلیغ کردند. آنها كتابهاي انقلابيون سرخورده يا متفكران غربي ضدانقلابيگري ترجمه مي كردند. کتابهایی نظیر "انقلاب"، "توتالیتاریسم" و "خشونت" آثار "هانا آرنت"، "کالبد شناسی 4 انقلاب" اثر "برینتون" "قطره اشکی در اقیانوس" اثر "اشپیپر"، "ظلمت در نیمروز" اثر "آروتر کویسلر".
براي ما واضح بود که این یک جریان سازی وسیع است. شايد بتوان گفت اينها بزرگترين و اولين سانسورچي ها بودند. مثلاً يك دانشجوي بي سواد كه امروز از روزنامه نگاران باسابقه هم محسوب ميشود، آنموقع در كيهان نشسته بود و مقالات يكي از بزرگترين اساتيد فلسفه ايران را مي بريد و مي گفت اين مطالب ضعيف است.
این نویسندگان چه مشخصاتی دارند؟
برای مثال "اشپیپیر" یک انقلابی نادم است که تحت عنوان کوبیدن چپ، هر نوع آرمانی را زیر سؤال می برد. آنها که نمیتوانستند انقلاب اسلامی را مستقیماً نشانه بگیرند، کتابهایی را به بازار آوردند که انقلاب ها را اصولاً غیر عقلانی می داند وهر نوع آرمانگرایی را تحت عنوان ایدئولوژی زدایی سرکوب می کند.
بله سانسور را به جایی رساندند که در این میان کتابهایی مهمی مثل "ادبیات چیست" اثر "سارتر" حتی تجدید چاپ هم نشد؟
بله چون در آنجا با هنر برای هنر مخالفت می شود و ادبیات در قامت امری متعهد نگریسته می شود. خصوصاً دوره دوم نخست وزیری مهندس موسوی این روند شدت می یابد. فارابی موج فیلم های عرفانی بی پشتوانه را و به طور موازی کتابهای به ظاهر عرفانی "کاستاندا" در مقیاس وسیعی چاپ و تبلیغ می شود. این اتفاقات را در کنار هم بگذارید، از یک سو، سیاسیون کتابهای ضد انقلابی را ترویج می نمایند و از سوی دیگر در حوزه فرهنگی فیلم ها و رمان هایی علیه آرمان گرایی منتشر می شوند. در کنار اینها عرفان های فردی و غیر مبارزاتی و حتی غیراخلاقی ترویج می یابند.
آیا فعالیت های شهید آوینی را می توان واکنشی به همین جریان دانست؟
بله. مقالات ایشان که در "سوره" چاپ مي شد، سراپا مبارزه با همین مسخ فرهنگی بود. آنها علاوه بر ترویج تفکرات مدرن و لیبرال و اومانیستی با ایجاد فضای اختناق هرگونه نقدی را به سختی کنار می زدند. این استبداد خشن روشنفکرانه تا جایی بود که نه تنها کسی نمی توانست تمامیت مدرنیته را زیر سؤال ببرد بلکه حتی اگر به کتاب شخصی استناد می شد که
جالب است که این اشخاص امروزه مدافع آزادی و مخالف سانسور هستند.
سئوال این است که اصلاً چه کسانی در جامعه فرهنگی سانسور را تئوریزه و اجرایی کردند؟ دردهه 60 چه گروهی غیر از همین افراد قدرت داشتند؟ میگویند میخواهند گشتهای ارشاد را جمع کنند. اولاً تا جایی که من میدانم گشت ارشاد ربطی به احمدی نژاد ندارد و كار قوه قضائيه است. در ثانی سئوال می کنیم چه کسی اولین بار چنین گشت هایی را به راه انداخت؟ این سئوال را از مهندس موسوی می پرسم که در زمان نخست وزیری ایشان، مسند نخست وزیری بسیار قدرتمند بود. سن من ایجاب می کند که آن سال ها را به خوبی به یاد داشته باشم. فکر نمی کنم ایشان بتوانند انکار کنند که در دوران قدرت و نخست وزیری ایشان، همین رفتارها شروع شد. گشت ها و سانسورها در زمان قدرت مطلق آقای موسوی شروع شد.
در پایان می خواستم تحلیلی از رفتار مدیریتی دکتر احمدی نژاد ارائه دهید. زیرا می دانیم که ایشان دانش آموخته فني هستند و این شائبه پیش می آید که مبانی نظری خود را براي اداره كشور از کجا گرفته اند؟
ایشان که قائم به خودشان نیستند. حتی ادعاي نظریه پردازي هم ندارند (برخلاف دیگران) اما احمدی نژاد مرد خلّاقی است که در مسیر خاصی قرار گرفته كه بر اساس مبادی نظری امام(ره) است. مثلاً اصل بر ارتباط نزدیک با مردم است. وی خلاقانه روش سفرهای استانی را پیش گرفته است. امام(ره) بارها به کوخ نشینان و مردم بیغوله ها تکیه می کنند و دولت را خادم مستضعفین می دانند اما ايشان بر مبناي فهم وجداني و دقيق از مباني نظري انقلاب و نگاه مردمي، راه به سوي سفرهاي استاني مي برد. مهمترین چیزها نزد رئیس جمهور دولت نهم، خلاقیت اجرایی و همچنین التزام عملی به عدالت است. او فهم خوب و دقیقی از مؤلفه های خط امام دارد و در این 4 سال به خوبی در پی اجرایی کردن آن خطوط اصیل درآمده است. تأييديه هاي مكرر رهبر انقلاب از رويكردهاي دولت، نشاني از فهم دقيق ايشان از مباني و مبادي خط امام است.
با سلام از شما چه پنهان مشغول مطالعه مقالات سایت وزین موعود بودم که در همین بین در لابلای یکی از مقالات به نکته ی جالبی برخورد کردم. ماجرا از این قرار است که آقای مهدی نصیری مدیر مسوول سابق روزنامه کیهان مقاله ای نوشته بود پیرامون سریال حضرت یوسف که در قسمت پایانی مقاله خاطره ای نقل شده که عین آن بدین قرار است : « در اينجا جا دارد به خاطره اي از دوران مسئوليتم در روزنامه کيهان اشاره کنم . تا آنجا که بنده مطلعم هرگز تصويري و يا فيلمي از همسر گرامي امام خميني (ره) که اخيرا دار فاني را وداع گفتند ـ و رحمت و مغفرت خداوند نثار او باد ـ در هيچ روزنامه و مجله اي و کانال تلويزيوني منتشر و پخش نشد و ظاهرا اين امر خواست مشترک امام و آن بانوي مؤمنه و عفيفه بود. در چهلم حضرت امام مراسمي ويژه بانوان از سوي گروهي از بانوان ، در بزرگداشت ارتحال ايشان برگزار شده بود . ما در روزنامه کيهان تصويری از اين مراسم ـ که همسر حضرت امام نيز در رديف مقدم اين مراسم شرکت داشتند و ايشان نيز با حجابي کامل و البته بدون نمايي درشت در تصوير حضور داشتند ـ به چاپ رسانديم . راستش با خواندن این مطلب حسابی جا خوردم و سوالات زیادی در ذهنم مطرح شد .
عصر همان روز جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاي خاتمي به عنوان نماينده حضرت امام در مؤسسه کيهان با بنده تماس گرفته و با نگراني و عتاب آلود گفتند: چرا عکس همسر حضرت امام را در روزنامه چاپ کرده ايد؟! بيت امام هرگز از اين کار راضي نيستند. اگر حاج احمد آقا از من بپرسد، من چه جوابي به او بدهم؟! »

سهیلا جلودارزاده نماینده مجلس ششم و حامی میرحسین موسوی درباره اسرائیل گفت: اگر سیاست زیرکانه در پیش گرفته شود، حتی شاید با اسرائیل نیز بتوان در مسائلی همکاری کرد.
بعد از ظهر روز پنجشنبه آخرین روز اردیبهشتماه، ساختمانی تازه ساز و مجلل در خیابان ملاصدرا میزبان جلسه آغاز به کار ستاد حامیان مردمی مهندس میرحسین موسوی بود که از قضا بناست، این ساختمان، مرکزیت ستاد را بر عهده داشته باشد.
جلسه که با حضور سهیلا جلودارزاده نماینده اصلاح طلب مجلس ششم و موسوی (مسؤول ستاد حامیان مردمی میرحسین در تهران) با شرکت نمایندگان جریانهای مدافع کاندیداتوری مهندس موسوی برگزار شد، علیرغم رعایت ادب و احترام در نقد از سوی برگزارکنندگان به جلسه هتاکی علیه دولت از سوی نمایندگان جریانهای حامی تبدیل شد و طبق روال میتینگهای انتخابات میرحسین، این نشست نیز محلی شد برای ارائه آمار جعلی حامیان وی در نقد عملکرد دولت نهم.
اما آنچه در نشست حامیان موسوی حائز اهمیت بود، پاسخ هایی بود که میهمانان این نشست به سؤالات حاضران در خصوص سیاست خارجی مهندس موسوی ارائه دادند.
رئیس ستاد مردمی حمایت از موسوی در پاسخ به این سؤال گفت: من در اینجا اعلام میکنم که همانطور که آمریکا بدون ما در منطقه هیچ کاری نمیتواند بکند، ما هم بدون آمریکا هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.
این پاسخ و سخن راندن از انکارناپذیری اسرائیل در معادلات منطقهای و جهانی به حدی غیر منتظره بود، که سهیلا جلودارزاده زیر لب از وی خواست تا به این سخنان ادامه ندهد.
وی در انتقاد به سیاستهای دولت در قبال سیاست خارجی گفت: ما در کار خودمان ماندهایم، آن وقت میخواهیم جهان را اصلاح کنیم.
سهیلا جلودارزاده نماینده مجلس ششم و حامی میرحسین موسوی نیز در ادامه جلسه پرسش و پاسخ، درباره اسرائیل گفت: ما با تمام کشورها به جز اسرائیل به دلایل عقیدتی رابطه خواهیم داشت... البته اگر سیاست زیرکانه در پیش گرفته شود، حتی شاید با اسرائیل نیز بتوان در مسائلی همکاری کرد.
این سخنان در حالی از سوی حامی اصلاح طلب میر حسین در رابطه با ارتباط با رژیم صهیونیستی مطرح شد، که میرحسین تا کنون درباره آن موضعی نگرفته است.
اگرچه موسوی پیش از این "هولوکاست" را "مساله ایران" ندانسته بود، با این حال بعید به نظر می رسد که موسوی با نظر این حامی و نماینده خود درباره "همکاری" با این رژیم اشغالگر و آدم کش هم نظر باشد.

|
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه سخنانش نظرسنجیها و اظهارات حامیان رقیب اصلاحطلبش را که مدعیاند او "جایگاه رای" ندارد، رد میکند و بار دیگر انتخابات سال 84 را به گواه میگیرد:"در انتخابات گذشته به من میگفتند که رای نداری در انتخابات شرکت نکن اما بنده سرباز امام هستم و سربازی بودم که در 11 استان کشور رتبه اول را کسب کردم اما معین فقط در سیستان و بلوچستان رتبه اول را کسب کرد." |
کروبی بار دیگر اعتراض تلویحی خود را به صفآرایی احزاب اصلاحطلب در برابرش تکرار کرد و در عین حال به افشای دخالت وزارت کشور و اطلاعات دولت گذشته در انتخابات ریاستجمهوری نهم پرداخت. کرده ، که از دخالت مجریان انتخابات در جریان رایگیری و حمایت آشکار از کاندیدای موردنظر پرده برداشته است.
به گزارش کلمه نیوز به نقل از شبکه ایران، مهدی کروبی رقیب اصلاحطلب آخرین نخست وزیر کشور که در ادامه تبلیغات انتخاباتیاش به جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف رفته بود، در پاسخ به انتقادات مخالفان کاندیداتوریاش اینبار خاطرات کاندیداتوری پیشین خود را برای حاضرین زنده ساخت و همزمان با اعتراضی که از عدم اقبال احزاب اصلاحطلب به او حکایت میکرد، "دست مجریان انتخابات سوم تیر 84 را هم رو کرد."
شیخ اصلاحات که در غیاب رئیس بنیاد باران حتی از حمایت "مجمع روحانیون مبارز" نیز که 18سال تحت مدیریت وی بود، بیبهره گشته، به ایام منتهی به انتخابات پیشین ریاست جمهوری اشاره کرد و نکتههای زیادی را در چند جمله کوتاه به زبان آورد: "اگر به انتخابات گذشته نگاه کنیم میبینیم احزاب کارگزاران، مجاهدین، مشارکت و مجمع روحانیون مبارز، وزارت اطلاعات و وزارت کشور همه به دنبال این بودند که آقای معین با 18 میلیون رای رئیس جمهور شود، اما نه تنها این گونه نشد بلکه وی تنها 4 میلیون رای آورد. "
کروبی نه تنها آرایش انتخاباتی کنونی جبهه اصلاحات را مشابه انتخابات ریاست جمهوری سال 84 توصیف
هرچند شورای نگهبان در بررسی نهایی انتخابات سال 84 بر سلامت آن صحه گذاشت اما حمایت و تلاش وزارت کشور دولت خاتمی برای پیروزی "معین" که البته ناکام ماند، قابل تامل است.
این در حالیست که مسئولان دولت سابق به همراه رئیس مجمع تشخیص مصلحت همچنان دولت نهم را به تلاش برای تحتالشاع قرار دادن انتخابات به نفع خود متهم میکنند و مدعیاند سلامت انتخابات با تردید مواجه است.
در این راستا برخی سیاسیون اصلاح طلب حتی طرح بی سابقه تشکیل "کمیته صیانت از آراء" را نیز ارائه داده اند.
دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه سخنانش نظرسنجیها و اظهارات حامیان رقیب اصلاحطلبش را که مدعیاند او "جایگاه رای" ندارد، رد میکند و بار دیگر انتخابات سال 84 را به گواه میگیرد:"در انتخابات گذشته به من میگفتند که رای نداری در انتخابات شرکت نکن اما بنده سرباز امام هستم و سربازی بودم که در 11 استان کشور رتبه اول را کسب کردم اما معین فقط در سیستان و بلوچستان رتبه اول را کسب کرد."
اظهارات کروبی با تاکید بر "حقوق شهروندی" که در گرماگرم انتخابات حتی به شکل منشور بر صفحه مطبوعات نیز خود را نشان داد، ادامه پیدا کرد.
وی همچنین اعلام کرد که از حقوق "همه" دفاع میکند و حتی پیش از این قرار گفتوگو با "شیرین عبادی" و "نرگس محمدی" را پذیرفته و برای حل مشکلاتشان با آنها گفت وگو کرده است.
گفتنی است در این مراسم دانشجویان با سر دادن شعارهای جالب و بامزه ای از جمله "مهدی با تعصب"، "کروبی رییس جمهور میشه خدا می دونه که حقشه..." و "کروبی حمایتت میکنیم" از سخنان کروبی استقبال کردهاند.


تنها دو ماه به انتخابات ریاست جمهوری دهم مانده است و تلاشهای کاندیداها جدی ترین روزهای خود را سپری میکند . اگر درخواست کاندیداتوری عده ای چون آن کودک ده ساله که خود را رجل سیاسی می داند را جدی نگیریم چهار نفر باقی می مانند ستادهای اقای احمدی نژاد کاندیدای اصلی اصولگرایان فعال شده است ولی ایشان هنوز سخنرانی مستقیم انتخاباتی نداشته اند آقای موسوی با جدیت به شهرهای مختلف سفر میکند و مواضع ودیدگاهایشان را بیان میکند و بر مستقل بودن خود تاکید میکند آقای رضایی با تاخیر بسیار وارد این صحنه شده اند وافتان و خیزان به تبلیغات می پردازند ودر آخر شیخ اصلاحات آقای کروبی که تنها کاندیدایی است که خود را صرفا اصلاح طلب دانسته واز قضا خود را ناب ترین آنان میداند
ایشان علیرغم کسالت مجازی که چندی پیش سفرهای انتخاباتیشان رالغو کرد از تمام کاندیدهای دیگر داغ تر است ومدام تاکید میکند تا آخر ایستاده است به نفع هیچ کس کنار نمی رود صد البته این تاکیدات موید این مطلب است که فشار بسیار زیادی از طرف اصلاح طلبان برای انصراف بر ایشان وارد میشود .
اما جدای از تمام این مسایل تبلیغات ایشان نیز با همه فرق دارد اصولا ایشان کمتر از تفکراتشان سخن میگویند ولی هر گاه جمعی به حالت اعتراض حال هر آنچه که میخواهد باشد اعتراض به اعدام حقوق از دست رفته زنان زندانیان و...فرقی ندارد هر چه که باشد آقای کروبی از آنان اعلام حمایت میکند و می گویند من هم مثل شما فکر میکنم و البته آقای عباس عبدی هم متنی را از جانب ایشا ن جهت حمایت آماده میکنند .
واما این ماکیاولیسم انتخاباتی چیست بگذریم از شخص نیکولا ماکیاولی و جزوه معروف او به نام شهریار که برای خاندان سلطنتی ایتالیا نوشت آنچه که مهم است اینست که ماکیاولی اعتقاد دارد که برای کسب قدرت از هر روش اخلاقی وغیر اخلاقی میتوان بهره گرفت حال خواهی عوام فریبی کن یا هر کار ناپسند دیگر مهم یک چیز است آن هم تصاحب قدرت است .
آیا آقای کروبی زمانی که از فمینیستهایی همچون شادی صدر و سیمین بهبهانی حمایت میکردند می دانستند که آنان اسلام را که ایشان لباس پیغمبر آن را بر تن دارند یک مکتب ضد فمنیستی و ارتجاعی می دانند.
آیا آقای کروبی که جدیدا دوستانشان ایشان را آیت الله می نامند نمی دانند که در اسلام بلوغ شرعی وتکلیف شرعی زیر 18سال است.
وقتی ایشان می گویند:اگر من رای بیاورم گشت های ارشاد خودشان جمع می شوند این جمع شدن چگونه است از ترسشان جمع می شوند یا نا خودآگاه جمع می شوند ویا... حمایت بی قید شرط ایشان از دانشجویان ستاره دار به چه معناست یعنی داشجو به طور کلی نمی تواند جرم سیاسی انجام دهد یا هر کاری انجام دهد جرم محسوب نمی شود.چگونه است که در کنفرانس خبری با خبر نگاران خارجی ایشان به کمتر از ده درصد سوالات شخصا پاسخ داده و بیش از نود در صد سوالات را آقایان کرباسچی وعبدی جواب داده اند.
جبهه گیری ایشان در رابطه با سخنان فرمانده سپاه که کار سیاسی را برای بسیجیان غیر نظامی بلامانع دانسته اند مبتنی بر چه استدلالی است یعنی ایشان 14ملیون نفر حدود 30درصد کل واجدین شرایط رای دادن را از هر گونه فعالیت سیاسی اعم از بحث سیاسی و گفت وگو و... منع میکند .
آیا به واقع ایشان بر این امر معتقدند که دانشجویان بسیجی وطلاب بسیجی ومعلمان بسیجی و کارمندان وکارگران بسیجی ودانش آموزان بسیجی ومحققین واستادان بسیجی و...هیچ کدام حق فعالیت سیاسی ندارند ویا این سوالات تنها به یک منظور است و ان چیزی جز کسب آرا نیست شاید پاسخ به این سوالات باشد که ایشان را کاندیدای مورد نظر تندروترین وبی منطق ترین طیف اصلاحات قرار داده است
در آخر امیدواریم که شیخ مهدی کروبی با روشن سازی مواضع خود ودیدگاهشان فضایی را فراهم نیاورند که باعث تمسخر فضای انتخاباتی گردد!!!